<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحلیل فضایی مخاطرات محیطی</title>
    <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/</link>
    <description>تحلیل فضایی مخاطرات محیطی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آشکارسازی و تحلیل واداشت تبخیر و تعرق پوشش اراضی در حوضه کارون با استفاده از محصولات سنجنده مادیس</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7589.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل پویایی‌های فضایی ـ زمانی تبخیر و تعرق (ET) و اثر متغیرهای بیوفیزیکی و تغییرات کاربری/پوشش اراضی (LULC) در حوضه آبریز رودخانه کارون (جنوب‌غرب ایران) طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ می‌پردازد. این حوضه با وسعت ۶۷,۲۵۷ کیلومتر مربع و توپوگرافی متنوع، سالانه با اتلاف چشمگیر منابع آبی مواجه است؛ به‌طوری‌که حدود ۷۲ درصد از بارش ملی (معادل ۴۱۳ میلیارد مترمکعب) به دلیل تبخیر و تعرق از دست می‌رود و پیامد آن انباشت نمک و رسوب است. داده‌های ماهواره‌ای MODIS (MCD12Q1، MOD13A1، MCD43A3، MOD11A2، MOD16A3 و CHIRPS) اطلاعات مربوط به کاربری اراضی، شاخص NDVI، آلبدو، دمای سطح زمین (LST)، بارش و تبخیر و تعرق را با تفکیک مکانی ۵۰۰ متر فراهم آوردند و تصاویر لندست با قدرت تفکیک ۳۰ متر جهت اعتبارسنجی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره و رگرسیون موزون جغرافیایی (GWR) بیانگر افزایش ۳۹/۵ درصدی تبخیر و تعرق (از ۳۱/۴۸ به ۴۳/۹۲ میلی‌متر در سال)، رشد ۳۲/۷۸ درصدی شاخص NDVI (از ۰/۱۸ به ۰/۲۳۹) و کاهش ۱۶/۳۵ درصدی دمای سطح زمین (از ۳۳/۵۲ به ۲۸/۰۵ درجه سلسیوس) بود. این تغییرات همزمان با کاهش ۶/۹۰ درصدی اراضی کشاورزی، افزایش ۶/۹۴ درصدی مراتع و گسترش ۴۲/۷۶ درصدی جنگل‌ها رخ داد. مدل GWR (AdjR² بالاتر از ۰/۹۷، بیشینه ۰/۹۸۸۷ در سال ۲۰۱۰) نشان‌دهنده ناایستایی فضایی بود؛ به‌گونه‌ای که در مناطق کوهستانی شمال‌شرق برآورد بیش از مقدار واقعی و در دشت‌های کشاورزی جنوب‌غرب برآورد کمتر از مقدار واقعی مشاهده شد. همچنین، صحت‌سنجی با تصاویر لندست (دقت کلی ۸۵ تا ۹۰ درصد و ضریب کاپای ۰/۸۵ تا ۰/۹۰) نشان داد که حدود ۲,۴۷۷ کیلومتر مربع از جنگل‌ها به کاربری‌های با تبخیر و تعرق بالا (مراتع و کشاورزی) تغییر یافته‌اند که سبب افزایش ET در فصل گرم گردید.به‌طور کلی، نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مدل‌های یکپارچه هیدرولوژیکی تأکید می‌کند؛ مدل‌هایی که داده‌های آبیاری و تحلیل‌های با وضوح بالا را در بر گیرند تا راهکارهای مؤثرتری برای مدیریت پایدار منابع آب در مناطق تحت تنش آبی فراهم شود.

</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاثیر تغییر اقلیم بر تغییرات حجمی و توزیع زمانی جریان رواناب ناشی از ذوب برف (مطالعه موردی : حوضه آبخیز منتهی به سد امیرکبیر)</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7366.html</link>
      <description>برف منبعی مطمئن در تامین آب بوده و آگاهی از توزیع و مقدار آب موجود در آن، می تواند در مدیریت منابع آب بسیار حیاتی باشد . بنابراین با توجه به تغییر اقلیم و تغییر زمان ذوب برف ،پیش بینی زمان ورود آب حاصل از ذوب برف به چرخه مصرف آب ،جهت برنامه های ریزی های محیطی از اهمیت بسزایی برخوردار است . هدف از انجام این تحقیق بررسی تغییرات حجمی و توزیع زمانی جریان ناشی از ذوب برف در سالهای آتی با تلفیق علم سنجش از دور و GIS و مدلهای اقلیمی می باشد . به منظور بررسی تاثیرات اقلیم بر بارش و دما در این حوضه از مدلهای جدید ncc_noresm1_m و ncar_ccsm4 استفاده شد که تحت سناریوهای RCP2.6 ،RCP4.5 ،RCP6.0 و RCP8.5 اجرا شدند . دما و بارش در چهار دوره آتی ( 2021-2030 ،2031-2040 ،2041-2050 و 2051-2060 )تحت هر چهار سناریو محاسبه شدند . همچنین برای تعیین سطح پوشش برف در حوضه از تصاویر روزانه پوشش برف MODIS (Mod 10 A1)  استفاده شده است . از بررسی ارتباط بین مساحت پوشش برف با دما و بارش مشاهده شده ، به منظور پیش بینی سطح پوشش برف در آینده استفاده شده است . نتایج سناریو های RCP ،نشان دهنده افزایش دما و کاهش بارش و پوشش برف در آینده درمنطقه مورد مطالعه می باشد . بررسی رواناب ذوب برف در دوره مشاهداتی (2015-2010) نیز نشان داد حدود 82 درصد از رواناب سالانه در حوضه مورد مطالعه به ذوب برف مربوط است . بیشترین رواناب ناشی از ذوب برف در طول فصل بهار بویژه اواخر این فصل تا اوایل تابستان اتفاق می افتد .نتایج بررسی سناریوهای آینده نشان داد نه تنها سهم ذوب برف از مجموع آب تولید شده در سال کاهش خواهد یافت ، بلکه با تغییر زمان حداکثر ذوب برف از اواخر بهار به اواسط زمستان تا اواسط بهار ، از توزیع مناسب آب حاصل از ذوب برف در طول سال کاسته می شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی ریسک خطر وقوع فرونشست با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی (مطالعه موردی : دشت اشتهارد)</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7590.html</link>
      <description>هدف: در دو دهۀ اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک و یکی از بحران‌های زیست‌محیطی، هر ساله خسارات جبران ناپذیری را به دشت های ایران تحمیل می کند که می توان گفت یکی از مهم‌ترین علل آن در حال حاضر برداشت غیر اصولی و بی رویه از سفره های زمینی می باشد. دشت اشتهارد به‌عنوان یکی از قطب­های صنعتی و کشاورزی استان البرز هم از این قائده مستثنی نیست که به دلیل افت شدید سطح آب زیرزمینی توسط وزارت نیرو ممنوعۀ بحرانی اعلام شده است. از این رو در این پژوهش جهت مدلسازی ریسک خطر وقوع فرونشست در دشت اشتهارد، از روش جنگل تصادفی در محیط نرم‌افزار R استفاده شد.
روش پژوهش: در این راستا، ۱۲ لایه مستقل شامل نقشه ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله از قنات، فاصله از چاه، فاصله از گسل، افت سطح آب زیرزمینی، تراکم زهکشی، خاک‌شناسی، سنگ‌شناسی، کاربری اراضی، شاخص رطوبت توپوگرافی و تابش خورشیدی و یک لایه وابسته شامل نقاط فرونشست مورد استفاده قرار گرفت. مدل جنگل تصادفی در محیط نرم‌افزار R اجرا شد. از دو شاخص مهم میانگین کاهشی دقت و میانگین کاهش ضریب جینی برای تعیین اولویت، اهمیت و وزن‌دهی عوامل مؤثر بر فرونشست استفاده شد و به ‌منظور ارزیابی عملکرد مدل، از معیارهای دقت (Accuracy)، ضریب کاپا (Kappa) و منحنی ویژگی عملکرد گیرنده (ROC Curve) را مورد استفاده قرار دادیم.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل جنگل تصادفی دقت بالایی در طبقه‌بندی ریسک فرونشست زمین دارد. که ارزیابی ما هم از نظر دقت کلی ۰.۹۶۳(Accuracy)، هم از نظر توافق واقعی ۰.۶۱۱ (Kappa)، و هم از نظر قدرت تمایز ۰.۹۵۵(AUC) کاملاً علمی و معتبر بود و بیانگر آن است که مدل جنگل تصادفی برای پهنه‌بندی ریسک خطر وقوع فرونشست عملکرد بسیار خوبی داشته است. متغیرهای عمق آب زیرزمینی، فاصله از چاه‌ها، زمین‌شناسی و کاربری اراضی بیشترین تأثیر را در وقوع فرونشست داشتند. همچنین بیش از ۶۵٪ از مساحت منطقه در طبقات ریسک زیاد و بسیار زیاد قرار گرفت که حاکی از شرایط بحرانی منطقه است. این در حالیست که درصد مساحت کاربری شهری از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ روند صعودی را تجربه کرده است. به‌ویژه در سال ۲۰۲۳ که با افزایش تمرکز جمعیتی، بستری برای فشار بیشتر بر منابع زیرزمینی وارد آمده و فرونشست در این نواحی شدت یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخص سازی و تاثیر مراکز فشار منطقه ای بر بارش های سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7367.html</link>
      <description>استقرار در کمربند خشک جهان، تسلط پرفشارهای جنب حاره ای و فاصله از منابع رطوبتی، ایران را بطور منطقه ای از نعمت ریزش های جوی محروم می کند، در این شرایط بر هم کنش های منطقه ای سیستم های فشار در تشکیل و انتقال توده های هوای مرطوب از اقیانوس ها و دریاها مجاور، نقش مهمی در ریزش های جوی ایران دارند. پژوهش حاضر به منظور معرفی شاخص های SAI  وMAI  تهیه شده است. این شاخص ها اختلاف ارتفاع ژئوپتانسیل بین مراکز فشار در تراز 700 هکتوپاسکال در سواحل جنوبی ایران را نشان می دهد. شاخص MAI اختلاف فشار بین مرکز چرخندمدیترانه و واچرخندعربستان و شاخص SAI اختلاف فشار بین چرخندسودانی و واچرخندعربستان را در تراز فوق نشان می دهد. روش کار به این صورت بود که در ابتدا 213 روز بارشی از بین 10956 روز بارشی از سال 1984-2013 (که حداقل 50 درصد از ایستگاه های منطقه دارای بارش بوده باشند) انتخاب شد. سپس نقشه های ترازهای 700 هکتوپاسکال و تراز دریا تهیه شد و شاخص MAI در 5 طبقه شناسایی شد. نتایج نشان داد هر چه مقدار شاخص MAI بیشتر می شود تعداد سامانه های بارشی کمتر و شدت بارش بیشتر می شود. بیشترین سامانه های بارشی زمانی اتفاق افتاده که شاخص MAI به 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رسیده است. علاوه بر این تمرکز بارش ها در ماه فوریه زمانی رخ داده که شاخص MAI  به 200 ژئوپتانسیل متر و بالاتر رسیده است. در ادامه ، شاخص SAI نیز در 5 طبقه شناسایی شد. بیشترین سامانه ها در طبقه سوم با مقدار شاخص SAI بین 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رخ داده اند. علاوه بر این هر چه مقدارشاخص SAI  بیشتر،تعداد سامانه های بارشی کمتر و میانگین بارش افزایش می یابد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوهای همدیدی و مدل سازی مسیرهای انتقال و انتشار گردوغبار در استان کرمان</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7591.html</link>
      <description>توفان‌های گردوغبار یکی از بارزترین مخاطرات طبیعی مناطق خشک و نیمه خشک جهان است که هر ساله خسارات جبران ناپذیری را به بخش‌های مختلف وارد می‌کند. به دلیل افزایش توفان‌های گردوغبار در استان کرمان و مناطق کویری و بیابانی کشور، انجام پژوهشی به منظور شناسایی الگوهای همدیدی منجر به گردوغبار و تعیین خاستگاه و انتقال و انتشار این پدیده ضروری است. لذا در این پژوهش شرایط و منشاء شکل‌گیری توفان‌های گردوغبار در دوره آماری 2000 تا 2023  با استفاده از روش‌های همدیدی و سنجش از دوری مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از مدل HYSPLIT برای ردیابی مسیر باد و از روش‌های تحلیل عاملی و خوشه‌ای برای شناسایی الگوهای همدیدی منجر به گردوغبار استفاده شد و در نهایت خاستگاه عمده‌ گردوغبار‌های استان کرمان تعیین شد. نتایج نشان داد که 63 درصد توفان‌های این استان منشاء داخلی و 37 درصد منشاء خارج از کشور دارند و سه الگوی جوی در گردوغبارهای استان کرمان موثرند که شامل الگوی هم شارش دو سامانه کم‌فشار و پرفشار، الگوی کم ارتفاع بریده و پرفشار سیبری و الگوی گرادیان فشار و هسته سرعت باد هستند. مدل‌سازی مسیرهای انتقال و انتشار گردوغبار نیز نشان داد که بیشترین فراوانی گردوغبار خارجی با 60 درصد از شبه جزیره عربستان به منطقه منتقل می‌شود و بیشترین میزان انتشار گردوغبار از استان کرمان نیز در مسیر جنوبی با 55 درصد است که سواحل مکران و دریای عمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بررسی خاستگاه گردوغبارها نیز نشان داد که مناطق بیابانی کشورهای عربستان سعودی، عراق، سوریه و اردن و بیابان‌های شمال آفریقا و همچنین منابع داخلی شامل تالاب خشکیده جازموریان، کویر لوت، منطقه هامون و صحرای طبس بیشترین سهم را در گردوغبارهای استان کرمان دارند.
</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سیل خرداد 1402 استان اردبیل با تاکید بر الگوهای سینوپتیکی</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7592.html</link>
      <description>هدف: رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی و تغییر کاربری اراضی در دهه­های اخیر موجب شده تا سیلاب به عنوان یکی از مخرب­ترین بلایای طبیعی در جهان شناخته شود. از این رو هدف ما شناخت مناطق سیلابی و الگوهای سینوپتیکی منجر به آن است که در راستای پیشگیری و کاهش اثرات ناشی از سیل و مقابله با آن جز مهم­ترین مسایل می­باشد.
			روش پژوهش: در این پژوهش به منظور تهیه نقشه مناطق سیل­زده، شناسایی و وسعت آب سیلاب رخ داده در خرداد ماه 1402 در استان اردبیل، تصاویر راداری SAR برای قبل و بعد از وقوع سیلاب مورد پردازش قرار گرفت، سپس برای شناسایی الگوهای سینوپتیکی نقشه روزانه ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال، فشار تراز دریا 1000 هکتوپاسکال، امگای فشار تراز 500 هکتوپاسکال و نم نسبی فشار تراز 700 هکتوپاسکال با تفکیک مکانی 5/2 درجه در 5/2 درجه عرض­جغرافیایی از مرکز ملی پیش­بینی محیطی و مرکز ملی پژوهش­های جوی ایالات متحده (NCEP/NCAR) دریافت شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
			یافته‌ها: بررسی مساحت سیل حاکی از آن بود که در استان مورد مطالعه شهرستان بیله­سوار با مساحت بالغ بر 593 هکتار، شهرستان پارس­آباد با 505 هکتار، مشکین­شهر با 245 هکتار، شهرستان گرمی با 192 هکتار، در اثر سیل دچار آب­گرفتگی شده­اند. آنالیز پهنه­های سیلاب نیز نشان داد بیشترین حجم سیلاب وارد شده به استان اردبیل در زمان مورد مطالعه مربوط به شهرستان­های شمالی استان می­باشد که فراهم شدن تمامی شرایط رطوبتی و ناپایداری در تمام عمق لایه وردسپهر، منجر به رخداد بارش شدید سیلاب ساز در این مناطق شده است. 
			نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش، حاکی از آن است که بکارگیری داده­های راداری بدلیل دارابودن قابلیت­های برجسته، ابزار مفیدی در آشکارسازی و پایش دائمی سیلاب­ها می­باشد. لذا با آشکار سازی محدوده­ها­ی در معرض خطر سیل و شرایط سینوپتیکی مولد سیلاب مدیران اجرایی می­توانند بهترین تصمیمات را برای مقابله با سیل­های احتمالی آینده اتخاذ نمایند. 
			
			                                              </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی‌نقش آب‌وهوا،ژئومورفولوژی و هیدرولوژی در ایجاد مخاطرات محیطی در پارک ملی و منطقه حفاظت شده سالوک.</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7369.html</link>
      <description>اهداف: هدف اصلی و کلی این تحقیق شناسایی مخاطرات طبیعی تهدید کننده پارک ملی و منطقه حفاظت شده سالوک بود. در این راستا براساس فرضیات این تحقیق علاوه بر هدفی اصلی سه هدف جزئی نیز برای آن تعیین گردید. در اهداف جزئی شناسایی خطرات ناشی از شرایط آب و هوایی، ژئومورفولوژیکی و هیدرولوژیکی مدنظر می باشد.‌روش پژوهش: این تحقیق با روش میدانی و کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی توصیفی انجام شد. هدف مطالعات میدانی شناسایی گونه‌های گیاهی و جانوری این پارک و منطقه حفاظت شده بود که با استفاده از مصاحبه با محیط بانان، مردم ساکن در روستاهای مجاور پارک، نتایج سرشماری های انجام شده توسط سازمان محیط زیست انجام شد. در مطالعات کتابخانه ای مفاهیم و تعاریف مرتبط با محیط زیست و مخاطرات طبیعی از کتاب های موجود در کتابخانه&amp;amp;shy;‌ها، اسناد سازمان محیط زیست استخراج گردید. جهت مطالعه آب وهوای منطقه از آمار ایستگاه های هواشناسی منطقه استفاده شد.یافته‌ها: مطالعات اولیه این فرض را تداعی&amp;amp;shy;نمود که ممکن است مخاطرات آب و هوایی، ژئومورفولوژیکی و هیدرولوژیکی مهمترین مخاطرات طبیعی این پارک باشند. براساس مطالعات انجام شده، مخاطرات آب‌وهوایی شامل خشکسالی، سرمازدگی و یخبندان تاثیرات بیشتری در منطقه مورد مطالعه دارند. مخاطرات ژئومورفولوژیکی این پارک ناشی از فرایندهای دینامیک بیرونی ازجمله حرکات&amp;amp;shy;دامنه&amp;amp;shy;ای لغزش و ریزش و فرسایش است در مرتبه دوم قرار می گیرد و مخاطرات هیدرولوژیکی به خصوص سیلاب های رودخانه ای در شرق این پارک در دره رودخانه روئین و مخروط افکنه های جنوبی این پارک در رده سوم قرار می‌گیرند.نتیجه‌گیری: مهمترین نتیجه حاصل از این پژوهش این است که مخاطرات طبیعی این پارک به صورت طبیعی به عنوان یک عامل تعدیل کننده اکولوژیکی عمل می‌نمایند. و این مخاطرات زمانی می‌تواند بر این پارک اثرات زیانبار داشته باشند که با دخالت‌های منفی انسانی در تعامل باشند اما اگر با اقدامات مثبت انسانی همسو باشند اثرات آنها تأثیر مخرب قابل توجهی در این پارک نخواهند داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش دمای سطح زمین در رابطه با کاربری اراضی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و سنجش از دور ( مطالعه موردی شهرستان بوکان )</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7593.html</link>
      <description>    کاربری اراضی یکی از مهمترین جنبه­های بررسی مدیریت منابع طبیعی و بازنگری تغییرات محیطی است و بررسی آن در شناخت میکروکلیمای نواحی شهری نیز دارای اهمیت زیادی می­باشد. لذا باتوجه به اهمیت موضوع در این پژوهش الگوی فضایی تغییرات کاربری اراضی و دمای سطح زمین در شهرستان بوکان در دوره آماری 1990-2020 با استفاده از تصاویر ماهواره لندست و سنجنده­های (OLI-TIRS, ETM+, TM) و الگوریتم پنجره مجزا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کاربری­ اراضی منطقه در طول دوره مورد بررسی دارای تغییراتی زیادی بوده­ است بدین صورت که کاربری مسکونی افزایش و کاربری کشاورزی کاهش یافته است. نتایج حاصل از بررسی دمای سطح زمین نیز نشان داد که در سال 1990 بیشترین دما مربوط به مناطق مرتع و زمین­های بایر با دمای بین 32 تا 40 درجه سلسیوس و کمترین دما مربوط به مناطق با پوشش گیاهی انبوه با دمای بین 15 تا 20 درجه سلسیوس می­باشد. میزان دما در مناطق با کاربری مسکونی و شهری نیز بین 28 تا 31 درجه سلسیوس متغیر است. در سال 2020 نیز میانگین دمای کاربری مرتع 35 درجه سلسیوس، کاربری مسکونی 30 درجه سلسیوس و اراضی با کاربری باغی و کشاورزی برابر با 14 و 24 درجه سلسیوس بوده است که به غیر از کاربری مرتع که تغییرات محسوسی نداشته است سایر کاربری های مورد مطالعه افزایش دما 2 تا 4 درجه سلسیوس نسبت به سال 1990را نشان می­دهند بررسی دما نسبت به تغییرات کاربری اراضی نشان دادکه همبستگی بالایی بین پوشش اراضی و دمای سطح زمین وجود دارد به طوری که در بعضی از نقاط نمونه برداری شده نشان داد که تغییر کاربری باغات به کاربری مسکونی یا مرتع باعث افزایش 15 تا 20 درجه سلسیوس دمای سطح زمین در این مناطق شده است. بر اساس نتایج کاربری اراضی و در کل پوشش گیاهی دارای رابطه غیرمسقیم و قوی با دمای سطح زمین است و با افزایش مساحت زمین­های مسکونی و بایر و کاهش پوشش گیاهی و زمین های کشاورزی، دمای سطح زمین افزایش خواهد یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاب‌آوری شبکه توزیع آب شهری در برابر زلزله (مطالعه موردی شهر سنندج)</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7594.html</link>
      <description>این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) به ارزیابی آسیب‌پذیری و تاب‌آوری شبکه توزیع آب شهری در مناطق فیض‌آباد و بهاران شهر سنندج در برابر پارامتر بیشینه سرعت زمین (PGV) پرداخته است. هدف اصلی مطالعه شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسیب‌پذیری شبکه و ارائه راهکارهایی برای افزایش تاب‌آوری این زیرساخت حیاتی می‌باشد. (PGV) بر اساس داده‌های ۴۰ گسل با طول بیش از ۱۰ کیلومتر در شعاع ۷۰ کیلومتری شهر و با استفاده از روابط کاهندگی استخراج شد و داده‌های زمین‌شناسی، ژئومورفولوژی، نوع خاک، قطر و جنس لوله‌ها از منابع معتبر محلی گردآوری شد. معیارهای اصلی شامل (PGV)، زمین‌شناسی، خاک، جنس و قطر لوله‌ها با وزن‌های 0.460، 0.112، 0.243 و 0.182 در مدل (AHP) تلفیق و نقشه‌های آسیب‌پذیری شبکه تهیه شد. نتایج نشان داد که (PGV) در سطح شهر بین 35 تا 39 cm/s قرار دارد. در فیض‌آباد، کاهش PGV همراه با لوله‌های فولادی قطور و خاک آبرفتی کواترنر موجب قرارگیری 81 درصد شبکه در طبقه آسیب‌پذیری کم و تنها 2.1 درصد در طبقه آسیب شدید شد. در بهاران، (PGV) بالاتر (39 cm/s) همراه با لوله‌های آزبستی کم‌قطر و بستر شیل، 34 درصد شبکه را در طبقه آسیب‌پذیری خیلی شدید قرار داد. این تفاوت مکانی نشان می‌دهد که (PGV) به‌تنهایی عامل تعیین‌کننده آسیب‌پذیری نیست و برهم‌کنش میان (PGV)، جنس و قطر لوله و ویژگی‌های زمین‌شناسی الگوی آسیب‌پذیری را شکل می‌دهد. نتایج مطالعه چارچوبی علمی برای ارزیابی آسیب‌پذیری شبکه‌های آب ارائه کرده و امکان تداوم خدمت‌رسانی آب شرب در شرایط بحرانی را تضمین می‌کند و قابلیت تعمیم به شهرهای مشابه را داراست</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تطبیقی عملکرد دهیاران در مدیریت بحران بر اساس شرح وظایف نهاد دهیاری در دو دوره متوالی</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7371.html</link>
      <description>نقاط روستایی، به دلیل روابط تنگاتنگ با محیط طبیعی و داشتن توان&amp;amp;shy;های محدود، آسیب پذیری بالایی در مواجهه با بحران&amp;amp;shy;ها دارند. با تشکیل دهیاری&amp;amp;shy;ها به عنوان نهاد مدیریت روستایی در روستاهای کشور، امکان مناسبی برای پیگیری، زمینه سازی و تداوم برنامه های مربوط به ایمنی و مدیریت بحران در جامعه&amp;amp;shy;ی روستایی فراهم آمد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر سنجش عملکرد دهیاران دوره پنجم و ششم در مدیریت بحران روستایی می&amp;amp;shy;باشد. منطقه مورد مطالعه بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی است. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی می&amp;amp;shy;باشد. از نظر هدف کاربردی و از منظر زمانی، در دو مقطع زمانی 1397 و 1401 انجام شد. ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته می&amp;amp;shy;باشد. مطابق شرح وظایف نهاد دهیاری 14 وظیفه در زمینه مدیریت بحران برای دهیاران در سه مرحله قبل، حین و بعد از وقوع بحران تعریف گردیده است. از مجموع 77 آبادی دارای سکنه، دهیاران 44 روستا در بخش مرکزی شهرستان بجنورد جمعا 88 دهیار در دو مقطع زمانی سوالات پرسشنامه پاسخ داده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آژمون های تی دو نمونه مستقل و تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد 99 درصد روستاهای مورد بررسی در معرض سیل و 95 درصد در معرض زلزله هستند. به منظور مقایسه عملکرد دهیاران طبق شرح وظایف نهاد دهیاری، در دو دوره پنجم (1397) و ششم (1401) از آزمون تی دو نمونه مستقل استفاده شد. تفاوت میانگین عملکرد دهیاران در مراحل قبل و حین و بعد و در مجموع عملکرد دهیاران دوره پنجم و ششم در حد متوسط است و معنی دار نیست. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گسیختگی اکولوژیکی چمن سلطانیه در عصر آنتروپوسن: رویکردی تلفیقی مبتنی بر سنجش از دور، داده‌های هیدرواقلیمی و نظریه کاتاستروف</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7595.html</link>
      <description>هدف: چمن سلطانیه، به‌عنوان یکی از ارزشمندترین اکوسیستم‌های طبیعی ایران، در دو دهه اخیر با تخریب گسترده‌ای مواجه شده است. هدف این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر گسیختگی اکولوژیکی این زیست‌بوم شکننده و شناسایی نقاط آستانه بحرانی است تا راهبردهای پیشگیرانه برای حفظ پایداری آن ارائه شود.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی تلفیقی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌های مورد استفاده شامل شاخص‌های سنجش از دور (NDVI، LST، رطوبت خاک)، سری‌های زمانی هیدرواقلیمی (دما، بارش، تبخیر-تعرق پتانسیل و سطح آب زیرزمینی)، آمارهای جمعیتی و تغییرات کاربری اراضی در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ است. تحلیل‌ها در دو سطح «کل حوضه» و «محدوده اصلی چمن» انجام شد تا از سوگیری ناشی از تغییرات کاربری در حاشیه‌ها جلوگیری گردد. برای اولویت‌بندی عوامل گسیختگی، از روش وزن‌دهی چندمعیاره در چارچوب نظریه کاتاستروف استفاده شد که امکان محاسبه وزن‌ها بر اساس مکانیسم درونی سیستم را فراهم می‌آورد. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که کاهش ۱۵ درصدی بارش مؤثر، افزایش ۱ درجه‌ای دمای میانگین و افت بیش از ۳۰ متری سطح آب زیرزمینی، همراه با رشد چهار برابری جمعیت و دو برابری سرانه مصرف آب، منجر به کاهش پایدار پوشش گیاهی (کاهش NDVI از 2817/0 در سال ۲۰۰۴ به 1701/0 در سال ۲۰۲۱) و گسترش چشمگیر اراضی بایر شده است. بر اساس تحلیل وزن‌دهی، سه شاخص «افت سطح ایستابی»، «کاهش پوشش گیاهی» و «فشار جمعیتی–آبی» به‌عنوان عوامل اصلی (با سهم ترکیبی ۵۰ درصد) در القای گسیختگی شناسایی شدند. نتایج تأیید می‌کنند که سیستم از وضعیت پایدار خارج شده و وارد فاز «میرا» گشته است.
نتیجه‌گیری: این مطالعه هشدار می‌دهد که بدون مداخله فوری در مدیریت منابع آب، کنترل گسترش شهری و بازگرداندن تعادل هیدرولوژیکی، چمن سلطانیه به‌زودی به یک کانون فعال گرد و غبار و بیابان‌زایی تبدیل خواهد شد. احیای این اکوسیستم مستلزم سیاست‌های علمی‌محور، ممنوعیت برداشت‌های غیرمجاز از آبخوان‌ها، اجرای سیستم‌های آبیاری هوشمند و حفاظت از پوشش گیاهی طبیعی است. چارچوب روش‌شناختی به‌کاررفته در این پژوهش همچنین می‌تواند به‌عنوان الگویی برای تحلیل و مدیریت گسیختگی‌های اکولوژیکی در سایر اکوسیستم‌های خشک و نیمه‌خشک جهان مورد استفاده قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت و تحلیل عوامل مؤثر در وقوع فرونشست محدوده شهری و پیرامون شهری گرمسار</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7373.html</link>
      <description>هدف: فرونشست زمین از جمله مخاطراتی است که بسیاری از دشت&amp;amp;shy;های ایران از جمله دشت&amp;amp;shy;های استان سمنان را دربرگرفته است. با توجه به اینکه مخاطره فرونشست با اثرات زیانبار زیادی همراه است، در این پژوهش به ارزیابی وضعیت فرونشست محدوده شهری و حاشیه شهری گرمسار و تحلیل عوامل موثر در وقوع آن پرداخته شده است.روش پژوهش: در این تحقیق از تصاویر راداری سنتینل ۱، تصاویر ماهواره لندست و اطلاعات مربوط به منابع آب&amp;amp;shy;های زیرزمینی منطقه به&amp;amp;shy;عنوان مهم&amp;amp;shy;ترین داد&amp;amp;shy;ه&amp;amp;shy;های تحقیق استفاده شده است. مهم&amp;amp;shy;ترین ابزارهای تحقیق، نرم&amp;amp;shy;افزارهای ArcGIS&amp;amp;shy;، GMTو سامانه گوگل ارث انجین بوده است. در این تحقیق ابتدا با استفاده از روش سری زمانی SBAS، نقشه میزان فرونشست منطقه تهیه‌ شده است و سپس به بررسی ارتباط آن با وضعیت افت منابع آب زیرزمینی و نوع کاربری&amp;amp;shy;های اراضی منطقه پرداخته شده است. یافته‌ها: بر اساس نتایج بدست آمده، محدوده مطالعاتی در طی دوره زمانی یک ساله (از ژانویه ۲۰۲۱ تا ژانویه ۲۰۲۲) بین ۱۲ تا ۷۹ میلی&amp;amp;shy;متر فرونشست داشته که بیش&amp;amp;shy;ترین میزان فرونشست منطقه مربوط به مناطق حاشیه جنوبی شهر گرمسار بوده است.نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داده است که میزان افت سالانه منابع آب زیرزمینی در چاه&amp;amp;shy;های جنوبی منطقه بیش از ۲ متر بوده است و با توجه به اینکه بیش&amp;amp;shy;ترین میزان فرونشست نیز مربوط به این مناطق بوده است، بنابراین می&amp;amp;shy;توان گفت دلیل اصلی فرونشست منطقه افت منابع آب زیرزمینی بوده است. همچنین بر اساس نتایج حاصله، توسعه ساخت&amp;amp;shy;و&amp;amp;shy;سازهای انسانی، خصوصا سازه&amp;amp;shy;های سنگین نیز در تشدید فرونشست رخ داده موثر بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مخاطرات محیطی در مقاصد گردشگری و راهکارهای کاهش آن در شهرستان دزفول</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7377.html</link>
      <description>هدف: ارزیابی مخاطرات در مقاصد گردشگری نقش مهمی در حفظ ایمنی گردشگران و پایداری محیط‌زیست ایفا می‌کند. شناسایی تهدیدات بالقوه مانند بلایای طبیعی، ازدحام جمعیت، آسیب‌های فرهنگی و مخاطرات اجتماعی، زمینه‌ساز برنامه‌ریزی دقیق‌تر و مدیریت مؤثرتر گردشگری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مخاطرات محیطی در مناطق گردشگری شهرستان دزفول انجام شده است.روش پژوهش: جامعه آماری شامل گردشگران مناطق روستایی شهرستان دزفول بوده که براساس آمار سازمان میراث فرهنگی، سالانه بیش از ۱۰ میلیون نفر از این مناطق بازدید می‌کنند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی انجام گرفت. در این مطالعه، ۳۳ روستا در چهار بخش شهرستان مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ها: باتوجه به نتایج بررسی فقط بخش چغامیش از نظر مخاطرات سیاسی باخطر بالا روبروست و سایر بخش&amp;amp;rlm;ها دارای تهدید متوسط در این حوزه هستند. در حوزه مخاطرات مالی و اقتصادی موضوع متفاوت است و فقط بخش مرکزی با تهدید متوسط روبروست و سایر بخش ها دارای تهدید با سطح بالا روبرو هستند. اما مهمترین نتیجه این بررسی در حوزه مخاطرات اجتماعی خود را نشان داده، جایی که تمام بخش&amp;amp;rlm;ها تهدید با سطح پائین را نشان داده اند که بیانگر امنیت مناسب و آسایش گردشگران در سفر به این شهرستان بوده است. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده سطح متوسط مخاطرات محیطی در بخش های شهیون و سردشت و چغامیش بوده و حتی در بخش مرکزی این مخاطرات در محدوده اولویت پایین قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی راهکارهای کاهش مخاطرات گردشگری در شهرستان دزفول در عامل های عوامل اطلاع رسانی و آموزشی، عوامل قانونی و امنیتی، عوامل احتیاطی و عوامل زیرساختی طبقه&amp;amp;rlm;بندی شد.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که مخاطرات اجتماعی در شهرستان دزفول در سطح پایینی قرار دارد و امنیت گردشگران تأمین شده است. با این حال، مخاطرات اقتصادی و محیطی در برخی بخش‌ها نیازمند توجه و مدیریت بیشتر هستند. اجرای راهکارهای پیشنهادی می‌تواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگری و توسعه پایدار منطقه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چالش‌های حقوقی حکمرانی محلی در ارتقای تاب‌آوری شهری و ارائه راهکارهای اصلاحی در جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7378.html</link>
      <description>هدف: با توجه به گسترش مفاهیم حکمرانی نوین و تأکید بر مشارکت مردم، شفافیت و پاسخگویی در سطح محلی، تقویت حکمرانی محلی به یکی از الزامات توسعه پایدار و مردم‌سالاری کارآمد تبدیل شده است. با این حال، در جمهوری اسلامی ایران، ساختار حقوقی و قانونی حاکم بر نهادهای محلی همچنان با چالش‌های بنیادینی مواجه است که مانع از تحقق حکمرانی مطلوب در سطح محلی می‌شود. نبود توازن میان تمرکز و تمرکززدایی، ضعف در قوانین مربوط به شوراهای اسلامی و نهادهای اجرایی محلی و همچنین عدم شفافیت در حدود صلاحیت‌ها از جمله مهم‌ترین این چالش‌هاست.روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی اسناد قانونی، قوانین بالادستی و تحلیل تطبیقی با تجارب برخی کشورها، به واکاوی چالش‌های حقوقی موجود پرداخته و راهکارهایی برای اصلاح و بازنگری ارائه می‌دهد. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل اسناد حقوقی بوده است. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اصلاحات در چند سطح کلیدی شامل بازنگری در قانون اساسی، اصلاح قوانین شوراها و تقویت استقلال مالی و اداری نهادهای محلی ضروری است.نتیجه‌گیری: ایجاد سازوکارهای حقوقی شفاف برای پاسخگویی و مشارکت عمومی می‌تواند زمینه‌ساز بهبود حکمرانی محلی گردد. در مجموع، تحقق حکمرانی محلی کارآمد در ایران مستلزم اراده سیاسی، اصلاحات حقوقی ساختاری و تقویت ظرفیت‌های نهادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر سیلاب در شهرستان ساری با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین و رویکرد تلفیقی</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7379.html</link>
      <description>هدف: سیلاب یکی از مهم‌ترین بلایای طبیعی در استان مازندران و به‌ویژه شهرستان ساری به شمار می‌رود که هر ساله خسارات گسترده‌ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی به‌همراه دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و پهنه‌بندی خطر سیلاب با بهره‌گیری از الگوریتم‌های یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین استفاده از رویکرد تلفیقی برای افزایش دقت پیش‌بینی‌ها و کاهش عدم‌قطعیت مدل‌ها است.روش پژوهش: در این مطالعه، مجموعه‌ای از داده‌های مکانی شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، کاربری اراضی حاصل از تصاویر ماهواره‌ای، شاخص‌های ژئومورفولوژیکی (شیب، جهت شیب و تراکم زهکشی)، داده‌های زمین‌شناسی، فاصله از جاده‌ها و آبراهه‌ها، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) گردآوری شد. داده‌ها با استفاده از ابزارهای GIS و RS پردازش و برای آموزش و اعتبارسنجی مدل‌ها آماده گردیدند. عملکرد مدل‌ها با معیارهای ارزیابی شامل دقت، F1، AUC و منحنی ROC سنجیده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو مدل RF و SVM عملکرد بالایی در پهنه‌بندی خطر سیلاب دارند، به‌طوری‌که مقادیر شاخص‌های ارزیابی بیانگر دقت قابل قبول آن‌ها است. همچنین، رویکرد تلفیقی منجر به بهبود نتایج و کاهش خطاهای ناشی از پیش‌بینی منفرد شد. بر اساس نقشه‌های تولیدشده، بخش قابل توجهی از شهرستان ساری در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که با مناطق دارای بارش‌های شدید، تراکم زهکشی بالا و شیب تند همپوشانی دارد.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر تأکید می‌کند که الگوریتم‌های یادگیری ماشین، به‌ویژه در قالب رویکرد تلفیقی، ابزار مؤثری در شناسایی مناطق مستعد سیلاب هستند. نتایج این تحقیق می‌تواند به‌عنوان مبنای علمی در برنامه‌ریزی شهری، مدیریت بحران و کاهش خطرپذیری سیلاب در شهرستان ساری و سایر مناطق مشابه مورد استفاده قرار </description>
    </item>
    <item>
      <title>زمین، اکولوژی سیاسی و تاب‌آوری فضایی: سازوکارهای تغییر کاربری اراضی در تقابل با تاب آوری فضایی و پدافند غیرعامل (مطالعه موردی: شهرستان شمیرانات- منطقه لواسانات)</title>
      <link>https://jsaeh1.khu.ac.ir/article_7381.html</link>
      <description>پدیده‌ی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلان‌شهر تهران، به‌ویژه در محدوده‌ی لواسانات، طی دو دهه‌ی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئله‌ای راهبردی در حوزه‌ی حکمرانی فضایی، تاب‌آوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تاب‌آوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهره‌گیری از روش‌های کیفی و کمی انجام شده است. داده‌های پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شده‌اند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی داده‌های پوشش زمین با استفاده از مدل پیش‌بینی تغییرات کاربری. یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل هم‌زمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات هم‌زمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیست‌محیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بی‌دفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر &amp;amp;laquo;توسعه&amp;amp;raquo; تلقی می‌شود، در عمل به فرایند تدریجی &amp;amp;laquo;بی‌دفاع‌سازی سرزمین&amp;amp;raquo; و فرسایش تاب‌آوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
